کاریابی
واقعا دشوار است که آدم برای یک شغل فرم پر کنه. هم باید راست بنویسی هم باید خوب بنویسی هم باید پنهان کنی ترسها و کمبودها و شاید دوست نداشتن هاتو. برای شغل شریف استادی فرم پر کردم و یکروز قبل از اتمام مهلت، ارسال شد. کمتر از ده روز دیگه مصاحبه است، اگه جزو منتخب ها برای مصاحبه باشم. بعدش هم یکی دو هفته ای تکلیف روشن است.
با اینکه دلم می خواست برم سروقت یک کاری که دیگه بمونم توش تا بمیرم، اما این فرم را پر کردم هم از بابت احتیاط که بی کار نمونم، هم اینکه یک تا سه سال یک تلاش دیگه بکنم که بحث زبانم را سامان بدم. شدیدا نیاز به بهبود و اصلاح زبان دارم و این فقط در محیط می تونه رخ بده. اگه انتخاب بشم و اقدام بکنم و بعد بخوام ولش کنم، حدود پنج هزار پوند هزینه ام دود می شه. پونصد میلیون تومن! این نامردهای انگلیسی وقتی می خوان ویزای کار بدن، علاوه بر هزینه های ویزا، هزینه های درمان احتمالی را هم ازت می گیرند! البته بعد که بری اونجا هم هربار بری دکتر باید ده بیست پوند بدی، نه که مفت بشه. دارو هم که باید بدی. ولی بهرحال برای سیستم درمانشون پیش پیش پولتو می گیرند! پس هم نمی دن. برای یک قرارداد سه ساله، سه سال هزینه بهداشت و درمان باضافه هزینه ویزا، حدود چهار تا پنج هزار پوند می شه، گمونم.