اصالت یک معیار
یک موضوعی هست، اخلاقی، اجتماعی، به اسم خیانت.
من نمی دونم نظر شماها درباره اش چیه. الانم که می نویسم بحث توجیه خودم نیست چون من کسی را ندارم که بهش خیانت کرده باشم. صرفا یک نظر است، چیزی است که خودم حس می کنم.
به نظر من، مفهوم خیانت، اصالت نداره اصلا!
بحث خیانت در امانت و اون مقوله ها نیستش ها. بحث روابط بین انسانهاست.
به نظر من همونطور که یک آدم، چه زن چه مرد، وقتی خسته هست از راه رفتن، مجاز است که بشینه یک نفسی تازه کنه، و کسی نمی تونه بهش بگه تو مگه خونه نداری که نشسته ای تو پارک، مثلا، این در سایر امور هم جاری است.
خدا رحمت کنه بابای من یک موقعی از دست برادرش حرص می خورد می گفت این چرا می ره ساندویچ می خوره!!
بحثش هم این نبود که غذا سالم نیست یا گرون است یا مضر است یا هرچی!
یک توهّمی داشت، یک معیارهای مسخره ای توذهنش پر رنگ بود، به یک چیزهای بیخودی ای بها می داد، که واقعا جای تاسف داره چرا گرفتار اون سطح نازل از اندیشه بود!
مرحوم می گفت مردم چی می گن!
می گفت، نمی گن این مگه خونه نداره که کنار خیابون غذاشو می خوره؟!!
الان نیست سر از خاک برداره ببینه نوه هاش بطور مرتب عکس استوری می کنند از نمی دونم قهوه ای که تو این سوراخی خورده اند یا کیکی که تو اون پیاده رو بریده اند! واقعا کسی هم نمی گه اینها بی خانه مان و غیره هستند! چرا باید بگه؟
حالا تو بحث رابطه هم، به نظرم اتفاقی نمی افته اگه زنی، مردی، هر از گاهی بجز با همسر خودش یک لذّتی را هم تجربه کنه!
چطور می شه؟
واقعا، چه اتفاقی رخ می ده اگه آدمها آرومتر بشن، اگه ارضا تر باشند، اگه بیشتر به میل دلشون زیست کرده باشند؟!
اینجا، بخصوص قبل از کرونا، رسم بود که هرررر موقع خانومی با شما مواجه می شد، می رفت تو بغل طرف، شبیه بوسیدن صورت، گونه به گونه هم می سابیدند. فرق نمی کرد این نر کی باشه و چی باشه! بلااستثنا هر زنی طی روز یک عااااالمه بار بوسیده می شد و می رفت تو بغل!
والله که اتفاقی هم رخ نداد! نمی داد!
حالا بعد از کرونا دیگه این از سر خیلی ها افتاد، کمتر می بینم من.