خب،
اولین ضربه را زدند!
اومدم دانشگاه که با این پتیاره خانوم جلسه بذارم بازم درخصوص مالکیت کارم.
استاد بزرگمون متنی که فرستاده بودم را اصلاح کرده، دست نویس یک عالمه خط کشیده که باید کشف رمزشون کنم الانه. اما اقلا کرده!!
و البته نوشته باید صحبت کنیم.
سارا صدام زده می گه که اون پوزیشنی که پیشنهاد دادم را نمی تونیم برات باز کنیم مگر اینکه با مدرک فوق لیسانست وارد بشی که یعنی حقوق ماهانه اش حدود یک سوم حقوق متداول یک مهندس است. گفتم نمی خواد!
هنوز خود پتیاره را ندیده ام که دعوا کنیم... اصل کار مونده هنوزم.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 14:17 توسط مسیح
|