طبیعت وا می ده، گاهی!
یحتمل بخش زیادی اش پیش داوری است و چرند منتهی،
یک گاهی فکر می کنم که کائنات به مرور زمان و با استمرار و مداومت، رام می شه!
شاید تجربه کرده اید کسی که اولین بار می خواد کیک درست کنه، مو به مو هم که از رو دستور بره جلو، تهش خراب می شه کار!
عوضش بعدها همین آدم بی تکیه بر پیمانه و ترازو و حتی با حذف بعضی از مواد و استفاده ابتکاری از بعضی چیزهای دیگه که اون روز دم دستش هست، یک چیزهایی می پزه خاص!
من هربار نون می پزم، بگو هفته ای سه چهار بار، دقیقا این به چشمم میاد! اینکه دیگه خمیر نمی چسبه به دستم فرقی هم نمی کنه شل است یا سفت!
دیروز آرد سفید کم داشتم یادم بود سری قبل که با آرد کامل نون پختم شکل و رنگ تخته سه لایی شد و به همون سفتی! منتهی، ریختم روهم و چیزی که از تنور در اومد قابل قبول بود! نرم بود اقلا حالا شاید سیاه! مگه هرچی سیاه است بده؟ نرم باشه تپل باشه آبدار و با محبّت و پولدار باشه، چه بدی داره؟! بگو سیاه باشه!
خلاصه که، من نمی دونم آدم فضایی ها و یک چشمی ها دارند ما را می بینند یا نه، کی داره چکار می کنه کلا، فقط می دونم یک چیزهایی را می شه تغییر داد، به سبک برره ای ها! فقط با فکر! گاهی هم فقط با تکرار!
اینو الان یادم افتاد. من سه سال است که فلفل می کارم و به ندرت شده که چیزی عمل بیاد. حتی پارسال که ده یورو دادم سم خریدم، اما نشد آخرش!
گیاه راه نمی داد! رشد نمی کرد، آفت می گرفت، اذیت می کرد...
الان، امسال، بوته فلفل هنوز 15 سانت نشده که بار گرفته است!! حالا ممکنه انواع بلاها از این به بعد سرش بیاد ها، اما تا میومد به همین مرحله برسه بسیار مشکلات پیش میومد هر بار. باید ببینم اینبار می ره پیش تا واقعا فکر کنم که طبیعت، رام می شه با تکرار؟