فرمهای لازم را از خانوم چی گرفتم.
فقط مونده استاد بزرگمون که اون هم بده فرمشو،
صبح باهاش حرف زدم قرار بود یک نگاه سطحی به نتیجه های ته تز بکنه و بعد فرمشو بده، اما سرش با کونش بازی کرده انگار.
عین خر خوابم میاد.
می دونید، من این وضعیت ته فشار امروزمو به وضعیت پا در هوای دو سه هفته قبل که هیچی برای انجام دادن نداشتم، ترجیح می دم!
هرچند، بهتر بود عین آدم و به دور از استرس انجام می شد همه اش.
شنیدم که خانوم چی تو جلسه کاری هم داشته متن منو می خونده!
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 16:36 توسط مسیح
|