به یک مصاحبه گوش کردم از دریادار، شمخانی!
وقاااااحت مجسّم است!
می دونم که گفته شد دستگیر شد بعدش، مهم هم نیست زیاد. شده باشه یا نه، همه اینها الان در شرایطی هستند که مرگ، براشون نعمت است!
حرومزاده قداره بند یک خراش به صورتش نیست، بعد می گه من سه ساعت زیر آوار بودم! حتی یک خراش بهش نیفتاده!
ببینید قدرت طرف چقدره که وقتی می خواد مامور خودشو پوشش بده بجای اینکه پهباد را از پنجره بفرسته تو، می بره از دیوار رد می کنه! قطعا کلی از ضرب کار را می گیره. بعد می زنه زیر سقف، درحالی که تختخواب هیچ خری چسبیده به سقف نیست! تو کوپه قطار جنوب که تخت نگرفته دماغش به سقف بسابه که!
بهرحال، نتیجه کار جالبه.
بین این همه، یک نفر دیگه خیلی قشنگ داره شکار می شه! قاآنی!
اینو بی اینکه براش موشک و پهباد هوا کنند ،هر از گاهی یک بنری، یک فیلمی، یک چیزی بیرون می دن که همه فکر کنند جاسوس است! یعنی اگه باشه که ترس به جونشه، اگه نباشه ببین چه ترسی به وجودش مستولی است خدایی!
قالیباف را دیدید کم مونده بود مقنعه سر کنه بیاد تششیع جنازه؟! ماسک را چنان از بالای سیب آدم تا زیر پلک کشیده بود که مثلا من اونی نیستم که عرعر می کنم تو طویله!
حرومزاده!