پارسال بود که یک مقاله نوشتم، حدود ده دوازده صفحه بود. تا آخرین بار که ویرایشش کردم همین هفته قبل، چیزی نزدیک به صد صفحه شده بوده! هر بار از نو بارگذاری اش می کنم و قبلی ها را حذف نمی کنم. نمی دونم کار درستی هم هست یا نه ،ولی بهرحال سه یا چهارمرتبه ویرایش خورد. عموما هم سر کیفیت شکلها بود که پایین است. الان که خودم می خونمش دوست دارم تو متن هم دست ببرم اما خب نمی شه، باز باید برگرده سر خط و داوری بشه در اون صورت.

الان، دست به نوشتن یک مقاله جدیدم. و می خوام ببینم واقعا چقدر من یاد گرفتم؟! می خوام ببینم چقدر می تونم ابهام ها و سوالات احتمالی را پیش بینی کنم و از بوجود اومدنشون جلوگیری کنم. راستش این بده بستونها، مادامی که آموزش توش هست، برای من لذت بخش تر است از چاپ شدن کارم! چاپ که بشه عینهو اینه که ابزاری که اختصاصی دست خودم بود را در اختیار کل جهان می ذارم و از اون پس باید رقابتی با بقیه ملت ازش استفاده کنم. یقین دارم با این چیزی که بهشون می دم خیلی ها که فکر بازتری از الان من دارند مصرفهای جدیدی کشف می کنند، خیلی ها باهاش دکتر می شن و پروژه هایی که گرفته اند را به انجام می رسونند...

گفته بود دیگران کاشتند و ما خوردیم،

ما بکاریم، دیگران بخورند!

روش تهیه کشک را سوال کردم. بهم گفتند از جوشوندن دوغ و کیسه انداختن محصول به دست میاد! تازه با آبی که از اون کیسه رد می شه، قره قروت ساخته می شه! فقط با جوشوندن و غلیظ کردنش!

آبجی می گفت 40 کیلو دوغ، هفت کیلوکشک داده بهش. گفتم ولم کن مومن! دوغ چی داره که چی تهش بمونه!! دیگه تخفیف داد گفت ماست را با آب و نمک رقیق کن و بپز و بذار سرد بشه، می بره، بنداز کیسه و به هر سفتی که دلت خواست، برش دار شده کشک! اینو تست می کنم! نمی دونم کی البته.

عصری می رم خرید. باید آرد بخرم، شیر هم می خرم که ماست درست کنم. تخمه بدنم کم شده، و پفکش! چیز شور می طلبه!