این فانتزی هم، چیز جالب و عجیبیه ها!

منظورم فانتزی های جنسی است به طبع.

تازه ترینش که تاحالا نشنیده بودم این بود که می گفت خانوم، حین عملیات دوست داره زنگ بزنه به رفیقش!

بعد شالاپ شلوپ و هنّ و هون، گوشی دستش باشه تا کار به انتها برسه!

چی تو مغزمونه ما؟!

من نمی خوام ساده ترین تشخیص را بر این ماجرا به راحتی بپذیرم. الانه اینو هرکی بخونه، مثل گلبرگ جون اینها مثلا، فوری می گن بیمار جنسی است طرف! منتهی ببینید رفقا حتی توی بیمارستان که بیشترین دانسیته و ازدحام بیمار هست، همه بیمار نیستند! از جمله کادر درمان و اداری، اینها از قضا کاملا سالمند! بنابراین یک مجموعه نمی تونه صددرصد بیمار باشه! اگه چیزی صددرصدی شد دیگه بیماری نیست برعکس، کسی یا چیزی که شبیه بقیه نیست باید بیمار و عجیب و استثنایی به حساب بیاد فلذا، من که می شنوم تو جامعه اسلامی تمام روابط شده فیلم ترکی و ملت همه همو می کنند بجز مال خودشون که گذاشتنش به عهده بقیه، به نظر ساده انگاری است که بگی بیمارند همه!! نمی شه همه بیمار باشند! به نظر می رسه آدمها پله های لذت جویی را یکی یکی طی می کنند و حد یقف ندارند، اینه که یک مدتی که رابطه به فرم کلاسیک و تعریف شده اش انجام می شه، دو نفری در خفا، بعد از یک مدت یکی کسل می شه! به تغییر فکر می کنه. به طعم جدید، به لذت تازه، اینه که می بینی ییهو یکی گلدن شاور را اختراع می کنه یکی دیگه پلاگ می سازه اون یکی تریسام در می کنه از خودش یکی میشه قول لوط اصلا. شما نگاه طبقه حاکم خودمون بکنید، روحانیون، اینها بعد از اینکه قدرت را و ثروت را چشیدند، چکار کردند؟ رفتند سراغ طوسی بازی و باجناغ بازی! چه بسا کلید پارتی و ...