این نظر را و جواب منو بهش، بخونید،

و اگه کسی از برادران اینجا هست، ضمیمه پرونده کنه، نظرم اینه.

فرموده:

بسیار کوچیکی و در عین حال فکر میکنی نظرات کارشناسی در مورد همه چیز و همه رشته ها داری... بعد از چهل سالگی که آدمها به ندرت عوض میشن،بنابراین خیلی امید و احتمالی به تغییرت نیست و احتمالا با همین فرمون پیش میری،و در اون صورت فقط موقع مرگ که پرده ها از جلو چشمت برداشته میشن ،آه و افسوست چقدر ترسناکه. خدا رحم کنه.

پاسخ:

کاااااااااااملا حق گفتی! فقط بذار از دید خودم هم نشونت بدم چیه نظرم.
در اینکه کوچک هستم، باور درونی دارم.
اینکه درمورد همه چیز نظر کارشناسی دارم تعبیر درستی نیست. هرکسی می تونه درباره هر چیزی حس یا نظر یا ایده ای داشته باشه که لزوما هم درست نیست! اما در حد وسع هر کسی، کاری اش هم نمی شه کرد. منم نسبت به همه چیز، هممممه چیز، یک حسی دارم، که شما بهش می گی نظر کارشناسی. نه کارشناسی نیست چون مبتنی بر علم، یا اطلاعات اولیه درستی نیستند خیلی هاش، و تقریبا همه اش! حالا می گی چکار کنم؟ حسی نداشته باشم، یا بروز ندم؟ والله بروز هم نمی دم برای کسی و جلوی کسی اینجا چون فکر می کنم خودمم و خودم، چون اثری بر کسی و چیزی نداره، چون چاره دیگه ای و راه دیگه ای برای خالی کردن نظرات بی ارزشم ندارم، اینجا می گم که دور ریخته باشمشون! و الا شما ببین من هیچوقت مقاله هامو اینجا ننوشتم، چون با ارزش بودند. اینجا صرفا تخلیه افکار مغشوشمه.
اما مرگ. ببین من سعی کردم حواسم باشه گهی نخورم که موقع مرگ حسرت بخورم. قطعا نمی شه و یک چیزهایی حسرتش بر دلم خواهد بود، از کامهایی که نگرفتم، تا ستمهایی که کردم. هر چیز. این اما یک مساله عمومی است و لازم نیست کسی دل بر من بسوزونه که من اینجورم، وقتی همه همینند.
بد می گم؟
اگه هم اون بخشی که نظر منو راجع به مذهب و دین و خدا بیرون می ریزه عصبانی ات کرد، باید بگم خدای شما جهنّمی ساخته که برای من و امثال من است! اگه ماها نباشیم که با این مدل اعتقادات و نظراتمون نریم تو اون جهنم، خدای شما و حکمتش زیر سوال است لذا، بذار ما باور نداشته باشیم به اراجیف مقدّس شماها، عقوبتش با ما! شما به سهمیه حوری و غلمانت برس، بر بخیل و حسود لعنت. بهشتی که پر باشه از یک مشت آخوند حرامزاده، از جهنّم بر من عذاب آور تر است، اصلا نمی خوام اونجا باشم!