من وقتی از فرهنگ کهنمون می گم و ثروتی که نمی فهمیمش خودمون، حرف بیخود نمی زنم!
بطری های دوغ را گذاشتم بیرون، فکر کردم کدوم نوشیدنی تو دنیا هست که هر سردش هم داغش، یک کار می کنه!
شده شما دوغ محلی ترش بخوری، و بگی داغ بود نچسبید؟ تو اوج گرما می تونی همون لذتی را ازش ببری که اگه یک دنیا یخ توش باشه! نه شکر توشه نه چیزهای مضر دیگه.
به شمیم می گم بیا بساطمونو جمع کنیم یک پیتزایی بزنیم، کارش با من، شراکت و حمایت با شما،
نمیاد...
ولی باور کنید یک پیتزایی که فقط هم پیتزای سبزیجات بپزه، نه هیچی اضافه تر، با دوغ ترش دست ساز، صفی خواهد داشت به درازی صف اربعین! تنها فرقش اینه که پشت پیتزایی آدمهایی می ایستند که می فهمند، تو صف اربعین یک مشت بی شخصیت که برن بهشون توهین بشه، از وجودشونم سو استفاده بشه، تهشم خوشحال باشند!
پیتزای من، یک نون تخمیر شده بسیار نازک داره، پنیرپیتزای عالی، فلفل دلمه ای دو رنگ، زیتون، سس قرمز کچاپ و سس تند، و گیاهان خوشبو، فقط!
هر پیتزا حدودا چهار یورو مواد اولیه می بره. بگیر یک یورو هم سوخت، دو سه یورو هم جعبه یا تجهیزات سالن. به راحتی به دو برابر می شه فروختش، و بیشتر حتی. چنین پیتزای پر ملات و مایه ای قطعا تا سه برابر هم می تونه قیمت بخوره.
اگه پیتزایی داشتم...