دیشب بعد اونهمه حمالی، یازده شب گذشته بود که رفتم یک کیک نو پختم.

نو که می گم، دستورش نو بود.

هیچ دستوری هم البته نداشت. پیمانه نداشت. فقط شنیدم که خواهرم از رو کتاب آشپزی درست کرده، همونو با حس خودم پختم.

اولش یک قالب بزرگ کره بدون نمک خریده بودم، دو سومش را گذاشتم تو قابله و گذاشتم رو شعله کم که آب بشه. نصفش نرم شد نصفش اب شد که برش داشتم.

چهارتا تخم مرغ را شکستم و زرده سفیده را سوا کردم. زرده ها را ریختم رو همون کره.

به زرده و کره، یک لیوان شکر اضافه کردم، پوست زرد یک لیمو را روش رنده کردم، و مفصل با همزن زدمش. بعد آرد و بیکینگ پودر ریختم سرش و هی هم زدم تقریبا داشت به سفتی چونه خمیر می شد دیگه!

سفیده ها را سوا زدم تا ابری شدند. یک سومشونو به زرده ها اضافه کردم که اون خمیر یکم ول کنه خودشو. یکم که شل کرد، بقیه سفیده ها را اضافه کردم و مخلوط را یکدست کردم و ریختم تو قالب. کشمش پخش کردم و مجدد مایه را ریختم روی کار. بعد هم سیب برش زدم و توش فرو کردم و گذاشتم که بپزه.

متمایز شد! خیلی از کیک فقیرانه ای که با شیر درست می کردم بهتر شد! اونجا هم کلی روغن می ریختم، اینجا بجاش کره آب شد و این تفاوت محسوس بود! جالبه که نبود شیر هیچ فرقی به ماجرا نداد. قشنگ هم پف کرد و صبح که برش زدم، عاااالی شده بود.

دوست داشتم یک برش ازش به مریم درشته بدم! اما ارتباطی باهاش ندارم. حالا اگه دیدمش باید شماره اش را بگیرم.