یادم نمیاد آخرین باری که لباس خریدم کی بود و چی بود
سه سال قبل یادمه کفش خریدم. و سال قبلش. و دو سال قبلترش هم.
لباس؟ فکر کنم پارسال که تی شرت خریدم دیگه بعدش هیچی نخریدم برا خودم.
یادم افتاده، چون الانه با هیجان بالا، یک ماهیتابه خریدم!
مارک فیسلر می خواستم بخرم، خیییلی گرون بود. دیگه یک برند برزیلی که آقای مهیار در کانال یامی گسترونومی توصیه کرده بود برداشتم. 47 یورو انتقال دادم و قراره هفته بعد برسه دستم. ماهیتابه تفلن داشتم، یک خراش توش افتاد. و یک سمتش می چسبید غذا. یادم نمیاد چندسال است که داشتمش.
مستقر که بشم یکجا، خونه که بخرم، قطعا ظروف استیل عالی از برند فیسلر می خرم. و مبلمان از بوکانسپت!
الان اما اثاثم به دوشمه، معلوم نیست سر از کجا قراره در کنم.
اینقدر خرید نکرده بودم، هیجان داشتم! و ترس!! ترس از اینکه تو این تراکنشها پولمو بخورند! یکبار آخه 22 یورو سرم کلاه رفت. تو فیسبوک خرید کردم، هیچوقت نرسید نامرد.
رفتم مرغ خریدم. پوستشو کندم و بعد با یکعالمه چیز دیگه همه را تو پیرکس ریختم رو هم و روش کاغذ آلومینیوم کشیدم و گذاشتم تو فر که بپزه.
الانه تو اون ظرف،
مرغ، سیب زمینی، بادمجون، پیاز، سیر، گوجه، رب گوجه، پودر غوره، سماق، فلفل تند و نمک با روغن زیتون دارند تعامل می کنند! امیدوارم خوب بشه. دو روز است غذای درستی نخورده ام. دیروز ناهار ماکارونی بود. عصر با نون پنیر و نون ماست رفتم تااا امروز که یک کاسه آش دوغ خوردم و دیدم از گشنگی دارم تلف می شم دیگه رفتم مرغ خریدم. نیم ساعت قبل گذاشتمش و فکر کنم یکساعت دیگه، حالش خوب شده باشه!
منصور مصری به این ایرانی جدید که باید یک اسمی هم براش انتخاب کنم، مستعار باشه، تاکید کرده که در اتاق حتما قفل بشه. این بهش برخورده می گه بابامم اینجور بهم صحبت نمی کنه! می پرسید قبلا اتفاقی افتاده؟
بهش گفتم بذار به حساب اختلاف فرهنگی، بچه خوبیه. ولی، جالبه که منصور خان تحت فشارهای مختلف کم کم داره به انفجار نزدیک می شه. این بابا هنوز تزش را ننوشته. تمام آنالیزهاش مونده. با اینحال می خواد شش ماه دیگه تز را تحویل بده. برای اینکه خرج زندگی اش را بهش برسونند تو یک پروژه که سارا داشت بهش کار دادند. در واقع قرارداد داره و طی روز باید برای اون پروژه کار کنه! شبها برای تز خودش! به نظر من که نمی تونه برسونه، ولی حالا باید دید چه می کنه. من که همه چیزم آماده بود کلی طول کشید تا برسه به مرحله تحویل. این ابله فکر می کنه مهم انجام تستهاست درحالی که تازه وقتی بشینه تحلیل کنه می فهمه نصف چیزها را اندازه نگرفته، نصف دیگه با خودش و با تست قبل و بعدش در تعارض است! ماهها قبل بهش گفتم بشین بنویس، گفت من عادت دارم همه کارهامو بکنم بعد بشینم تو دو ماه همه چیزو بنویسم. می خوام بگم با اینکه ازش خوشم نمیاد اما با حسن نظر تجربه ام را بهش منتقل کردم منتهی، کو کسی که فهم کنه؟
بگذریم.
باید یکی از مقاله ها را که این مدت دستم بود ببندم که ذهنم آزاد بشه برم سراغ اون یکی دیگه منتهی، این کوفتی هم بسته نمی شه! توضیحی که برای این آزمایش می دی را اگه رو آزمایش بعدی که مشابه بوده پیاده کنی، باید بجای سرازیری، سربالا می رفته!! نشون می ده که یک جای کار درست درک نشده. اما کجاش؟
نمی دونم.
پیداش می کنم ولی.
کی ماهیتابه ام آیا می رسه؟!
مشتاقشم!
ظروف تفلن استفاده نکنید. آلومینیوم استفاده نکنید. سرامیک را فقط نو استفاده کنید و کلا برید سمت استیل. برای سلامتتون خوبه.