به آبجی می گم کارم تو این گروه تمام شد،

وقتش شده برم برینم به سواد یک گروه دیگه!

خدایی قصدی ندارم ها، اما انگار دست چین می شه جلو من!

امروز خانومه با چنان جدیتی یک چیزی را برعکس گفت، و از قضا خودش هم گفت اینجا برعکس چیزی هست که انتظار می ره، که آدم به کل منطق و دانشی که داشته شک می کنه!

برم ببینم چی می گه این! چرا آخه؟! شک ندارم اشتباه فهمیده!!

حالا زشت نباشه صاف تو جلسه اول من برم بگم اشتباهه!

خدا به دور...