دوست دارم یک اتاق کار شخصی داشته باشم.
درسته که از بس تنهام، ترجیح می دم اینجور جاها با بقیه باشم، یا با اتوبوس برم بیام که نزدیک باشم به باقی آدمها، بشنومشون، ببینمشون، اما بدم هم نمیاد که یک اتاق شخصی داشته باشم! پننننننجاه سالمه به قول گلی تلخ زبون!
پننننننننننننجاه سال!
ملت تو این سن، ده سال هست که پیغمبر اند! ما تازه نشسته ایم میگیم یک اتاق کار داشته باشیم!
تازه مسخره اش اینه که می بینم این اتاقها که خالی اند ساکن قبلی اش یا مرده، یا آلزایمر گرفته، یا بازنشسته شده! اما بازم می خوام بکنم تو همون سولاخی که اونها کردند!
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴ ساعت 18:44 توسط مسیح
|