دیشب وقتی رسیدم هشت عصر بود. خمیر کردم، تاااا خود دوازده شب، آماده نشد!! به زور کیسه آب جوش و پتو بالاخره وادارش کردم تخمیرش به یک جاهای رسید و نصف شب نون زدم به تنور! خواااب بودم خدایی اما خب مگه می شه خدمت شکم نکرد؟

قبل پخت نان سبزی پلو بار گذاشتم واسه شام و ناهار امروز. رفیقمون که تازه اومده، اس ماعیل! بدنسازی کار می کنه. اومد، پیش بند بست! دو تا همبرگر آماده را مدتها تو ماهیتابه حرارت داد و بعد رفت با یک دنیا تخم مرغ آب پز اون پشت خورد. آخرش هم گفت آشغال بود! واقعا اینها می فهمند مگه که چی توی همبرگر هست؟مثلا می فهمه گوشت سردست داره توش یا دنبلان؟ من که نمی فهمم.

می گفت اینجا همه می گن چرا دخترهای ایرانی هیچوقت آشپزی نمی کنند! نکته ای بود که صد در صد درست بود!! درحالی که همه ماها مدام سر اجاق داریم تاب می دیم توش، هیچوقت هیچ دختر ایرانی ای، وقتشو برای پخت و پز تلف نمی کنه!

چی می خورید شما؟!!