نمی دونم تو کدوم دستگاه موسیقی است،
منتهی،
می تونم تا خود صبح سحر، این یک بیت را بشنوم،
چه دانستم که این سودا، مرا زینسان کند مجنوووووون!
اون داره تکرار می شه و من
دارم پاورپوینت درست می کنم!
قرار نبود درست کنم. قرار بود ازمایشهامو آنالیز کنم. منتهی، کیفی است دیگه. کشید که اینو بسازم الان. از عصر...
امروز کفشهایی که سفارش داده بودم رسیدند.
پا کرده ام،
نشسته ام!
حس می کنم کفش خواب است، نه کفش راه!! سبک، قیافه خاص و مسخره، بی لژ، یک چیز جالبی است! پامو گرم نگه داشته است. بعید میدونم به کار بیرون و بارون بخوره. ساق که نداره، تو سرما خوبه کفش آدم ساق داشته باشه. قوزک که گرم باشه انگار تمام وجود آدم گرم است. بهرحال، جاتون تهی، کفش نو!
خیلی سال بود هیچی برای خودم نخریده بودم. آخرین شلوار جین که خریدم گمونم دو سال قبل بود. قبلی اش همون دو سه سال قبلتر. کفش هم همینجور. مزه داد...
منتظر خبری از خانوم چی بودم. خبرخیرش هیچ خبری ازش نیست. مقاله ام را باید می دید که بتونم ادامه بدم.