بی لیاقت
بعضی ها را باید خورجین روشون گذاشت،
کاه بارشون کرد!
کاه نه، پهن!
پهن تازه که سنگین باشه و بوی اصالتشونو بده!
پهن!
این فامیل ما که اومد رفت آکسفورد، تمام لب و لوچه اش آویزونه احمق!
وقتی لیسانس داشت انتخاب رشته میکرد، بابای پدرسگش گفت بچه همین شهر بمونه نره خوابگاه.
موند.
فوق که داشت انتخاب رشته می کرد،
بابای پدرسگش اجازه داد که بچه بره خوابگاه، منتهی بچه کلا فقط اجاره خوابگاه داد! کرونا بود و سایر مشکلات، اینکه دانشجوهای شریف به چه شدّتی تو خوابگه گل مصرف می کنند و روان گردان فلان می کنند و الخ، بهرحال بچه نموند! موند، زندگی را تجربه نکرد.
الان، باااااااااااااابای پدرسگش در اومد تا بالاخره تونست بیاد بره آکسفورد! از انواااااااااااع مشکلات گذشت، بالاخره رسید. چقدر خواهرم حمایت کرد، منتهی الان هربار حالشو می پرسم داره زار می زنه! از همه چیز! اینکه در جواب احوالپرسی من می گه دارم می رم دفتر کارم، متاسفانه، نشون می ده کیف نمی کنه! ذوق نداره! بعضی وقتها آدم حمممممممممممممال باید باشه که نبینه منظره، هوا، امنیت، حقوق و حتی تمیزی و نور دفتر کارش ممکنه واقعا حقّش نباشه! خوابگاه دانشگاه که رفته بود شب اول دیده بود تشک خوشخواب لک شده. حالا یا کسی جلق زده بوده بهش یا قهوه ریخته، هرچی. و پنجره کثیف است. ایمیل زده بوده بهشون، صرف اینکه بعدها اگه خواستند پس بگیرند نگن تمیز بود تو کثیف کردی. باااااااااااااااورش نمی شد که یکروزه اومده باشند اتاقشو کف تا سقف سابیده باشند و خوشخواب نو براش گذاشته باشند!! یک گاهی یک چیزهایی از اندازه دهن ما بزرگتره! بعد چون نمی تونیم هم ازش بگذریم برگردیم تو دهات خودمون با ماهی چندرغاز هی بریم کارخونه فلانی براش جون بکنیم، سعی می کنیم اون چیز بزرگه را از ماتحت ببلعیم!
پاره می شیم!
و اون چیز را هم گه مال میکنیم!
عین مقام عظمای شاهی که دیدید چه شد و این خاک بر سر چه کرد باهاش احمق مفعول!
...
البته، درکش میکنم...
آدمی که در حد خودش یک زمانی جایگاهی داشته وقتی تو چرخه زندگی برمیگرده به زیردست،
لزوما تحمل زاده شدن از نو را نداره...
فامیلمون گویا زیردست یک دانشجوی سال بالایی هست که طرف خودش ایده ای نداره، با همه ایده های این هم مخالفه! گاهی، قفل می شه! امیدوارم بتونه تحمل کنه و جای خودشو پیدا کنه. می خواست بره آمریکا، نشد. بخاطر همینم به دلش ننشسته! شده عاشق کسی باشید نشه ازدواج کنید برید با یکی دیگه عقد کنید؟ نمی شینه به دلتون! هرچقدر هم بهتر از قبلی باشه، اون شیمی قضیه جور نمی شه. فقط اینقدر می شه که هم خودتون هدر می رید هم عشق یکی دیگه را بغل می زنید و به گا می دید. لعنت بهتون!