باشعور بازی در کردم،

به همه ایرانی هایی که تو خوابگاه بودند و ازشون شماره داشتم پیام دادم گفتم که دیگه خوابگاه نیستم،

و به یک پسره پاکستانی که وقتی فهمید باید جابجا بشم با رفقاش که تو کار املاک بودند تماس گرفت و سپرد که برام جا پیدا کنند.

برخلاف انتظار، ایرانی ها زارتی سوال نکردند که چند! ولی پاکستانیه پرسید!

این خیلی خوبه که آدمها به یک بلوغ مینی ممی رسیده اند! خود من وقتی فهمیدم ایزابلا خونه اش را به تونینو اجاره داده و رفته برزیل، خیلی دلم می خواست بدونم چند اجاره داده، اما خیلی جلوی خودمو گرفتم و از هیچکدوم سوال نکردم! قصدم اطلاع از وضع مسکن بود ولی خب فکر کردم شاید دوست نداشته باشند.

هم خسته ام، هم خواب و بیدارم قاطی است، هم بجز دفاع، سه تا موضوع کار دیگه دستمه، هم پام درد می کنه موقع حرکت، اصلا یک وضع گهی که خدا کنه براتون پیش بیاد!! از این نظر که روحیه ام خیلی خوبه و همه اینها داره بهم مزه می ده. روزی شما باشه هم.