واقعا خر از پیغام پسغام آب نمی خوره!

جمعه کلید اتاقمو تو خوابگاه دادم نفیسه، قرار شده دوشنبه بده به آنجلا.

دیروز، نداده!

الان آنجلا ایمیل زده که اگه امروز نرسه دستم من گزارش میدم!

عصبانی شدم بالا تا پایینشو شستم! زنیکه احمق!

اون کون گشاد هم نمی کنه یک کار که بهش سپرده شده را درست انجام بده! کونت نمی کشه یک کلید را تحویل بدی، بگو تا من خودم دیروز اونجا بودم بیارم بدم! الدنگ! واقعا ما آدمها کوریم، و کر! چندی قبل که مادر بزرگ دو تا دخترها فوت کرده بود اینها تو خوابگاه حلوا درست کردند و به ایرانی ها دادند. اومدند دم در، در زدند. از جمله پشت در این کون گشاد هم رفته بوده اند و حالا اینم خواااااااااااب بوده، اون ساعت! بعدها که تعریف می کرد می گفت شنیدم در می زنند فحششون دادم! می گم ماها کر و کوریم، این الدنگ خودش داره می گه یکی که اومده در اتاقشو کوبیده را فحش داده! تازه کسی بوده که حلوا براش آورده بوده بخوره!! حالا فکر کن دیگه من که کار سپردم بهش چه حسی نسبت بهم داره!

فقط این نیست ها! خیلی وقتها روابطی که قبلا داشتم با آدمها را بعد که به هم می خورد بررسی می کردم می دیدم بابا اینی که الان باعث رنجش و دعوا ودلخوری شد بارها تو خاطرات تو تجربیات تو مواجهه با سایر آدمها تکرار شده بود! خودش گفته بود! منتهی تو یا کیرت تو چشات بود یا عین احمقها فکر می کردی می تونی عوض کنی آدمها را، حساس نشده بودی بهش تاااا رسیده به الان که رو خودت فن را پیاده کرده و ورجریده ای! مثلا ما یک رفیقی داریم ساکن آپارتمان است و خودش که مسوولیتی قبول نمی کنه هیچ، هررررررررررررررر گهی هیئت مدیره میخواد بخوره این مخالفه!! من اگه با آدمی به این بی منطقی تو همسایگی ام طرف باشم بی شک سلام علیکمم باهاش قطع می کنم ولی با ایشون همچنان رفیق هستم و البته فقط سعی می کنم رفتارش را از زیست وحشی و بیابانی به زندگی آپارتمانی تغییر بدم و بهش توضیح بدم که کارش اشتباهه اما، اگه چشمم می دید و گوشم می شنید این همون آدم بی منطق بیابانی ای هست که اصلا نباااااااااااااااااااااااااااید باهاش ادامه داد به رفاقت!

شما را گفتم دوست عزیز! می دونم می خونی ا ینجا را دقیقا!