خب. بالاخره این هم تجربه ای بود!

ما دیشب که سر بی شام زمین گذاشتیم،

امروز تاااا ساعت نه صبر کردیم و بالاخره زنگ زدیم به اداره برق اینها.

حالا این که می گم به این سادگی نبودش ها! وبسایتها را بچرخ شماره را پیدا کنم و الخ.

بهرحال.

زنگ زدیم و شرح ما وقع دادیم، می گن قبضتونو باید بدید تا درست بشه.

پیامک کرده رو گوشی یارو.

به یارو پیام دادیم باباجان یا پرداخت کن یا بفرست ما پرداخت کنیم،

کار داشتم، می خواستم دوش بگیرم، دانشگاه برم...

نشد!

ندید ندید ندید سه بار دیگه برق ما هی پرید هی رفتیم وصل کردیم همینکه حواست نبود یک چیزی روشن می کردی می پرید!

خلاصه باز زنگ اداره برق زدیم آقا بفرست به خودم صورتحساب را.

بوق انتظار و انتظار و آهنگ پیشباز و الخ و دولخ،

نهایت گفت فرستادم!

هی نشستیم، هی نیومد!

رفتیم حموم، سشوار زدیم به برق، باز کنتر پرید!

یعنی دلم می خواست فحش زمین و آسمان بدم، اومدم می بینم پیامک اومده بالاخره.

65 یورو پول قبض برق دادیم، بخشی اش ما خودمون بخشی هم مال مستاجر قبلی به طبع!

باز رفتیم وصل کردیم،

دیگه نپرید!

تمام 20 ساعت ما را به گا داد ولی!

تمامشو! بی کم و کاستی.

پام بهتر شده است. مسخره است که درد مچ پا با مسکن خوب شده باشه اما، شده است! یعنی بهتر شده نه که خوب شده باشه!

برین به هرچه ادعیه و توسل و زیارت و شفا و این در دکون بازی هاست!! وقتی علم جواب می ده، مرده شور ببره همه انبیا و اولیا و کون نشورهایی که می گن سلاله اونها و جانشین و ادامه دهنده راهشون هستند! پیامبر ادیسون است! رازی است! خوارزمی است! چمیدون این قبیل آدمها اند که چیزی کشف کردند، چیزی ساختند، چیزی را تونستند توضیح بدن! گه به گور دین فروشان حرامزاده بیکار! انگل های اجتماع