سرما خورده ام. به نظرم می رسه شبها اتاقم سرد بوده و الا هیچی دیگه به ذهنم نمی رسه. سینه ام قل قل می کنه. آبجی گفت اگه پنبه داری بذار رو سینه ات گرم بشه. نداشتم. کیف آب جوش را گذاشتم روش خوابیدم. ولی خب، افاقه نکرده. عمقی تر شده انگار.

الان که خدمت شما هستم بجز یک کوه لباس، شلوار خونه ای ام را گذاشتم رو سینه ام، پاچه هاشو از رو شونه هام انداختم پشت سرم! واقعا حس خوش آیندی است سینه آدم گرم باشه!!

تست کنید شمام.