صبح داشتم فکر می کردم که من همیشه هروقت برنامه ریزی و هدف گذاری کردم، تماااااااااااام کائنات به صف شد و هم قسم شد که پوزه ام را به خاک بماله،

و مالید!

نمونه اش همین کار پیدا کردنم بود! با اینکه پارسال قبل از دفاعم شروع کردم اما الان هفت هشت ماه است بیکارم تو کشور غریب.

حالا فکر می کردم این تجربه من با همه کسشعرهای انگیزشی در تضاد است! با همه اونها که می گن بهش فکر کن تا کائنات به سمت شدنش، همسو بشه! کائنات ریده!

کائنات یک خلق و خوی کونی و لجوجی داره که حرف خودشو حتما باید عقنه کنه!

عین مادری که می بینه بچه پفک می خواد،

اما از دستش می گیره،

عوضش مثلا شربت سینه می ریزه تو حلق بچه!

ولللللللللل کن مادر من بذار بچه بخوره ولو بمیره!

اما به دل شااااااد زیسته،

و به دل شاااااااااااد مرده!!

شربت سینه می ریزی حلقش که زنده نگهش داری که بزرگ بشه چه گهی بخوره؟

نه واقعا کجا براش ریده؟!

زندگی مگر بجز رنج، چیزی برای کسی داره؟

شاه باشی هزااااااااار دغدغه داری فقیر و ندار باشی ده تا! نه دو تا! نه اصلا یکی!! ولی زندگی ات دغدغه است!! شما دیگه بالاترین لذذذذذت را تجسم کن چی می تونه باشه؟ چمیدونم مثلا بتونی لنگ دوست دخترتو بالا بدی. به خدای ممّد که وجود خارجی نداره قسم هنوز لذذذذذتتون مزه نکرده ای ترس می ریزه تو جونت که اگه حامله شد چی! نه من بگم ها! هرکی کرده می دونه! اصلا بشر یک خلقت کوفت نکبت مزخرف نیرزی است که مصداق عینی ریده مال خالق است! هرکی هرچی می خواد بگه!

به قول شاعر،

دل خرّم در این دنیا نباشد، اگر باشد بنی آدم نباشد!

والله!