پیرمرد کیری!
امروز کلیپ یک پیرمرد احمقی را می دیدم که خیلی حرص می خورد می گفت شماها اصلا شاهنامه دارید؟!! بعد بعنوان خری که حالا چون شاهنامه داره، خودشو ذیحق می دونه که نظر بده و نصیحت کنه، داشت می گفت یکجای شاهنامه نیامده که به کسی فحش بدید. بعد از شاهنامه که فارغ شد رفت سراغ قرآن و ائمه و اینکه در همه اینها یکجا نگفته فحش بدید که هیچ، فلان آیه هم گفته فحش ندید.
سر فحش را کشیدم بهش راستش!
حرومزاده احمق هنوز نمی فهمه که نمی شه تو یک دستت شاهنامه باشه تو یکی دیگه اش قرآن! بعدشم، هر خری دیگه دو تا جمله سرچ کنه چه دشنامهایی تو متن قرآن اومده، قطعا دست خالی بر نمی گرده! بعد این کثافت اومده می گه فحش ندید! به قول ؟ برای کسانی که زندگی ام را به گه کشیده اند شعر بخوانم؟! نوشتم حرومزاده زشت اینه که حقّ کسی را نذاری کف دستش!! کسی که لایق دشنام و ناسزاست، اگه کم فحشش بدی کم فروشی کرده ای بهش!
فحش، بد نیست! فحش عصاره کلام است!! ناسزا، به خیییییییییییلی ها سزاست!! اصلا ناسزا نیست!
کلا به نظرم می رسه آدمها از یک سنی به بعد دیگه باید لال بشن و گه خوری تو مسائل سیاسی اجتماعی نکنند. چرا یک پیرمرد یا پیرزنی که مثلا هفتاد سالش هست باید حق رای داشته باشه؟ رای به چی می ده؟ منتخب ایشون که قرار نیست تو گور و تو برزخ کار کنه که! کسی که هفتاد سالش هست پنجاه ساااال فرصت داشته هر گهی می تونسته بخوره خورده و الان تو نتیجه همون شکری است که خورده، یا هم نسلهاش خورده اند و به اینم ظلم شده و تمام شده! دیگه از این پس گه خوری نمی کنه تا نسلهای نو خودشون برای خودشون تصمیم بگیرند که چه خاکی به سرشون باید بکنند!پیری هایی مثل من و سن بالاتر ها، دیگه لال می شن، یک گوشه، می تمرگند تا مرگشون فرا برسه.