صبح اول بسم الله ایمیلمو باز کرده ام، از اداره مهاجرت ایمیل اومده که ده روز وقت داری 181.5 یورو واریز کنی که ما چهارماه دیگه که نوبت بررسی پرونده ات می شه، بررسی اش کنیم.

تف تو ذاتتون! ریختم براشون. کوفت خورده ها. کلی پول بود!! شما فکر کن یک کفش بی نهایت قشنگ راحت مارک را هفته قبل خریدم 170 یورو!

دیروز وسایل شکمی ام را بردم خونه بشورم، شامل قاشق چنگال و کارد و لیوان. امروز لیوان را یادم رفته بردارم بیارم! موندم لنگ در هوا!

بازم با تنبانک اومدم مدرسه. اینبار اما تی شرتم را گذاشتم توی تنبانک که یکم قیافه اش جمع و جورتر بشه و کمتر تو ذوق بزنه. نمی دونم افاقه کرد یا نه. مشکل بهرحال مغز خودمه! و الا اینجا که هرکی هرچی دلش می خواد می پوشه!

یا بهتره بگم نمی پوشه!!

صبح پلو دم کردم. قرمه سبزی از هفته قبل داشتم، دیگه صلاح نبود نگه دارم تو یخچال. کپک می زد کونم می سوخت. آوردم که بعد ناهار قرمه سبزی بخورم. جاتون تهی.

گرفتاری شدیم ها! تازه می خواستم تمرکز کنم مرز علم را جابجا کنم این پرداخت زوری رید تو اعصابم. بدی ماجرا اینه که من الان هیچی کارت ندارم، ولی احتمال می دم سال آینده این موقع دو تا مجوز مختلف داشته باشم! یعنی یا هیچی یا همپوشانی!! ریدم توش.

نمی شه هم ریسک کرد و نداد. گرفتاریم. نیاز داریم به این اجازه اقامت کوفتی... کی بشه سر بلند، برگردیم خونه!