خیلی حیف است که نمی تونم این پست اینستاگرام را برای همه به اشتراک بذارم.

یک آدم خوش ذوقی، رجوع کرده به مولانا. داستان خر و خاتون. من تعریفش نمی کنم برید اصلشو بخونید.

نه بذارید بگم.

می گه کنیز یک خونه ای برای ارضای شهوتش می رفت طویله و می خوابید زیر خر منتهی برای اینکه اندازه ها را کنترل کنه یک کدو هم با خودش می برد کیر خر را از تو کدو رد می کرد همون اندازه ای که به سایزش می خورد را از اون ور کدو بیرون میذاشت و خلاصه کارشو انجام می داد. یکبار خاتون خونه متوجه می شه و از قضا هوس می کنه و یکبار که خلوت بوده تست می کنه ماجرا را با این تفاوت که اون کدو را لحاظ نمی کنه. طبعا کیر خر از اینورش می ره و از دهنش میاد بیرون دیگه! می میره.

داستان ختم می شه به این بیت:

مرگ بد با صد فضیحت ای پدر

تو شهیدی دیده ای از کیر خر؟

حالا این بیت را برای اون خاااااک بر سری که کدو را ندید و مملکت و خودشو به کشتن داد به کار برده بود! شهیدی که بهش می گن شهید، و بذار بگند، منتهی به همین فضیحت و رسوایی که خاتون و خر!

همیشه فکر کرده ام اگه رجل سیاسی ما ادبیات می خوندند حداقل، وضعشون این نبود، وضعمون این نبود!!

اینها از بی سوادی این قوم می اد که نه ادبیات خوندند نه ریاضی بلدند نه قانون نه اقتصاد نه فلسفه هیچی هیچی هیچی حالیشون نبود و تو امتحان مردود شدند و به زودی کارنامه ها شونو کف دستشون می ذارند، یا به گردنشون خواند آویخت! چه روزی بشه روزی که پای اهل سیاست فعلا از زمین ایران کنده بشه و شاششون به زمین بریزه! تو فکر کن رسایی را دار بزنند! جلیلی را دار بزنند!! خاتمی را دار بزنند!! نمی دونم رحیم پور ازغذی را، زنا زاده یاسر عرفات را، نماینده استان ما را، این پسره کیه، کوندهه، ریشویه، اون فیلسوفه کیه، من واقعا نمی تونم به چیزی کمتر از این رضایت بدم! باید بالاکشیده بشن! همه شون! از نماینده مجلسه به بالا، همه! بی استثنا! همه!