به نظر میاد خانوم چی تمایلی نداره من در آزمایشهایی که با رفیقش داره می کنه، مشارکت کنم!

به نظرم دارند - به قول اصفهانی ها - ککه لا کوکو می کنند!! یعنی اشتباهاتی را چشم پوشی می کنند و می رن جلو. تهش یک چیزی در میارند منتهی، چیزی که در هر قدمش یک اشکال اساسی هست. مثلا یادمه شش ماه قبل به خانوم چی گفتم فلان دستگاه بجای اینکه تمام 5 سانت ارتفاعش حرکت را تحمل کنه فقط دو میلی مترش تحمل می کنه و بقیه اش ثابت است. شکل بیرونی ماجرا کاملا هویداست من کشف نکردم، فقط گفتم اشکال داره و این اشکال اساسی بود ولی یک دختره پرتغالی دانشجوی فوق لیسانس بود که باید تز می داد با همون دستگاه و همون تست و خانوم چی نمی خواست توقف بده. دختره خیلی نکبت بود بسیار شبیه دخترهای خودمون که سه من آرایش می کنند بعد با کون خودشونم قهرند می گن دنبال ما نیا بو می دیم! در حدی بود که نتایج آزمایشهاشو به من نمی داد درحالی که اصلا من رفته بودم که مال انو بگیرم با چیزی که خودم انجام می دم کار خودمو پیش ببرم هیچ زیانی برای اون نداشت منتهی، گرفتار بود دیگه. می گم که بی ریخت لاغری نکبتی بود هزار من به خودش می مالید خانوم مهندس و خب، حق مالکیتی داشت که من تا دیدم هم تستهاش غلطه هم استادش خانوم چی خیلی بخشنده و مهربانه هم دوست نداره به کسی اطلاعات بده، دیگه نرفتم پای تستهاش!

خلاصه بگم اون اشکال الان مدتهات با اون تست هست و دیروز که سر زدم خانوم چی اقرار کرد که بله این اشکال را قبلا تو گفتی و هنوز هست منتهی، لابد اگه من نبودم راحت تر بود! تو بقیه تستهاشون هم همینه ماجرا...

تخمی ها!