انگار هر روز که پشت گامپیوتر نشینیم، حس می کنیم کاری نکرده ایم و به بطالت گذشته است!

امروز، الان، بار اول است که کامپیوتر روشن می کنم. از دیشب که خرد و خمیر اومدم خونه تا الان، هیچ نکردم! فی الواقع سه ساعت مهمون داشتم. دانیال که دوست دخترش بالاخره نتونست تاب بیاره و برگشت ته ران، آزاد شده است! حوالی دوازده زنگ زد که اگه هستی من بیام برم استخر. آخه ما تو مجتمع استخر رو باز داریم و دانیال خوابگاهی است. گفتم بیا. دیگه تا بیاد برسه یک جارو زدم کف خونه. طولی نکشید که با یک عالمه خرید پشت در بود. اومد بالا، نون و ژامبن و کاهو و مایونز خریده بود. برخلاف ماده های تهرانی که جوان هاشون فقط دنبال خر اند که سوار بشن، نرهای ته رانی خیلی کمتر زیست انگلی دارند. اینم هم مجبور بود ظهر بیاد که هوا گرم باشه، هم اینکه بالاخره اندازه بیش از خوراک خودش، خرید کرده بود. دیگه اومد و قرار شد بریم اول آب تنی. هیچکس نبود تو استخر. با دوش کنار استخر اول یک دوش گرفتیم، آب دااااغ! نگو تو شیلنگ و لوله ها آب مونده بود و گرم شده بود. ولی خود استخر عین سوزن فرو می شد به آدم. به هر مصیبتی بود بهرحال رفتیم داخل. اون شنا بلد بود چند باری رفت و اومد و منم یکم راه رفتم تو استخر. آفتاب سوزان شده بود و هر آن بیم افتاب سوختگی می رفت. داشت توضیح می داد که خارجی ها اول روغن می زنند که بسوزند بعدش آبرسان می زنند که پوستشون نکنه. من اینها را و حکمتهاشو نمی دنم. شنیده ام فقط که زنها به پوستشون آبرسان می زنند. اشتباه می کنند البته ها!! مثلا اگه زنها می دونستند که ماها به پا چقدر اهمیت می دیم تا صورت، اصلا اینهمه خرج بالاشون نمی کردند!! به نظرم نر جماعت به زن طبیعی تمایل داره. زشتی های طبیعی خیلی هم خوبه!! موی زیربغل و شرمگاه خیلی هم لازمه!! چمیدونم تراش لنگ و ساق و پا خیلی مهمتره تا چسبوندن ناخن و نمی دونم موی خایه بعنوان مژه! باور کنید.

باری. برگشتیم. کیک داشتم. پای سیب. با چایی خوردیم. یک عالمه حرف زد خاطره از باباش گفت که خب من حوصله ام نمی شد ولی شنیدم. دو نخ سیگار کشید. ماجرای یکی رفقاشو که علف می کشید و روانی شده بود گفت. تهش دیگه پاشد که بره. یکی دو لقمه نون ماست خورد یکم از شام دیشب من که تن ماهی و سیب زمینی نگینی بود. صرف مزه. وسایلی که خریده بود را باضافه دو تا نون خونگی که دیشب پخته بودم دادمش برد...

عصر رفتم رون مرغ خریدم. رون نه، ساق!! با پوست. چهارتاست. باید تو فر کباب بشه و من الان کاملا سیرم. پختن اون چهارتا هم، با هم باید انجام بشه برای صرفه جویی در وقت و هزینه. منتهی خوردنشون بعد سه روز طول می کشه! حالا پامی شم...