ماهی گیری سارا
به بیضه درد مبتلا ام، باز...
داشتم فکر میکردم به سارا! تنها گزینه در دسترس بود که میتونستیم اوقات خوب تری سپری کنیم منتهی،
گفتم حکایت ماهیگیری کردنش را؟
بهش میگم تو ماهیگیری که میخوای بری کلی هزینه میکنه، کنار آب کلی انتظار میکشی، تهش ممکنه هیچی گیرت نیاد یا حتی آشغال بچسبه به قلابت منتهی در تمام این مراحل داری لذت میبری،
اونوقت چطور برای صید یک انسان، رفتی کونتو کردی به سمت اب نشستی پیش شرط میذاری که اگه قوووول میدی بیفتی به قلاب من و از دستمم یر نخوری و تازه چاق و خوشمزه هم باشی و تا انتهای کار بمونی، تا تازه من برم فکر ریختن کرم و انداختن قلاب؟
این بود دیگه. مغر کپکی ایرانی همراهش بود، میگفت به شرط ازدواج، میام تو رابطه! گفتم خدا برات خوب بخواد! نه حوصله صفرکیلومتر را دارم نه ازدواج!
میرم موهامو کوتاه کنم. خدا کنه قشنگ در بیاد. دو برابر جای قبلی است نرخش. دوازده یورو قشنگ.