آبجی از کنفرانس مادرید برگشته است. یکم باهاش حرف زدم. خسته بود. از غذاها که می پرسیدم، تمامش ماهی یا ترکیبات ماهی بود. حتی ماهی خام. ماهی را خیلی نازک برش می زنند که نیاز به پختن نداشته باشه و زیردندون له بشه. بقیه اش هم که با معده مبارک است. کار که عقل توش باشه خدایی آدم لذت می بره. تو قصابی ها، فرق نداره مرغی باشه یا ماهی یا گوشت قرمز، هر قصاب یک دستش چاقو است، اون یکی دست اول یک دستکش پلاستیکی یا لاتکس دستش کرده، روش یک دستکش آهنی! این آهنیه عین زره شوالیه ها از حلقه های خیلی ریز درست شده هر کدوم شاید اندازه نصف دونه یک برنج. اینه که جلوی حرکت طرف را نمی گیره و در عین حال کاملا حفاظت می کنه دستش را. با این وجود وقتی کار می کنند شش دنگ حواسشون هست انگار که این حفاظها دستشون نباشه و چنان گوشت را ظریف می برند که انگار خط قرآن است! یک عده ای هم گوشت خوک را اینجوری می برند و بعد می ذارند زیر پرس.اونم بدون پخت خورده می شه گویا. ولی به نظر گوشت خام هم نیست یک جوری خشک است. شاید دودی شده قبلا...
امروز نت ما قطع بود. افتضاح شده اینجا هم!