فیزیولوژی
همیشه بعد از ساعتها سوار وسیله نقلیه بودن، خونه که میترسیدم، دلم سکس میخواست. قشنگ تا ته خستگی آدم بپاشه بیرون!
هیچوقت هم نشد.
نگید ایشالله و ماشالله بعدها، دیگه بعد وجود نداره. مگه برعکس که همیشه احتمالش هست!
میگن پسر بچه به باباش میگه بابا بابا من امروز اولین سکسمو کردم!
بابا خوشحال میشه بادی به خودش میکنه میگه به به باریک الله پسرم بیا بشین تعریف کن ببینم.
پسره، میگه نمیتونم بشینم درد دارم!
حکایت سکس ماها است!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 11:11 توسط مسیح
|