اول سپتامبر
خب، اما امروز
امروز، مدرسه نرفتم. یازده ظهر دندانپزشکی داشتم. دیگه تا یک چیزی خوردم ودوش گرفتم و یکم مشق نوشتم موقع رفتن بود.
اول اینو بگم که داشتم فکر می کردم آماده شدن برای رفتن پیش دندون پزشک برای من از آماده شدن برای رفتن سر قرار دشوار تر است! حموم رفته باشی بو ندی لباست تمیز باشه ریشت کوتاه باشه موی دماغت بلند نباشه گوشت فلان چشمت بهمان. بالاخره مدتها زیر دست یکی خوابیدی که از چرک یقه ات تا چمیدونم جرم دندونتو می تونه ببینه و بو کنه و الخ.
بهرحال.
رفتم، 35 یورو هم دادم، هیچی ام هم نبود! فقط انگار کونم می خارید که باید بگم می خارید!
والله.
یکماه قبل یک تکه ته دیگ رفت زیر دندون جلو ام. همون روز سر آینه دیدم دندونم ترک خورده است. پر کرده بود جلویی و خلاصه خیلی ناراحت شدم. دیگه تا اواخر سفر بودم که دیدم آب سرد و گرم می خورم اون ناحیه دندونها حس متفاوتی دارند و حساس شده اند. حتی یک شب درد ممتد ولی خفیفی داشتم و خلاصه زنگ زدم نوبت کرفتم و از همون روز، دندون آروم گرفت! دیگه رفتم دیگه گفتم یک چکاپ می کنم فوقش پولشو می دم. چکاپ کردم و پول را دادم و شکر خدا چیزی ام نبود منتهی، الان معذبم که این دکتره با خودش فکر می کنه باید به من روان پزشک رفتن را توصیه کنه چون تکرار شده که رفتم پیشش و دندونم مشکل نداشته. انصافا هم درست تشخیص میده.
باری.
دیگه برگشتم خونه و یکم درس و ناهار ته مونده های دو سه روز و بعدش با روبنز چت کردم در برزیل. یکم هم خفتم و بیدار شدم می بینم بسته ماست که گذاشته بودم بیرون ترش بشه و شده بود گویا و باد کرده بود، پکیده است و ماست ترش از رو میز با زاویه 65 درجه پاشیده به هوا و تمام میز و زمین و پرده و دیوار را تا ده سانتی زیر سقف، به گه کشیده!
خیلی خوشحال کننده بود البته. دیگه پاک کردم در و دیوار را و یکم نون ماست خوردم منتهی، فایده نداشت که! ترش نشده بود که! فقط چال چال شده بود! یعنی از ترشی فقط باد کردنش را تجربه کرده بود و خبری از بوی ترشی یا مزه ماست ترش، نبود که نبود!
دیگه جاتون تهی نون پنیر هندونه هم خوردم که بلکه بشینم سر مشقم.
گوشی ام را باید فرمت کنم. یکم از روش چیزمیز خالی کردم و حذف کردم، الان می بینم حذف شده و کپی هم نشده، به دل خوش!
هان راستی صبح با شریک اسبق هم گپ زدم. هومن خان. دیشب برای سعید هم پیام گذاشته بودم که اونم امروز جواب داد. شماره کیوانی را هم گرفتم. فقط شانسم گفت پیام دادشتم می دادم، وقتی ارسال شد خودم خوندمش دیدم الف وسط کیوانی را نذاشته ام و شماره جناب کیونی را ازش خواسته ام! حالا فکر کن رئیسش هم هست!! دیگه به خیر گذشت.