خوووووب، عزیزان دل،

هفت عصر به وقت ما.

عرض کنم خدمتتون که من دیروز داشتم یوتیوب گوش می دادم و آشپزی میکردم که گوشی صداش رفت! فکر کردم لابد کلیپ تمام شده، بازم راه انداختم، یکی دیگه اجرا کرد و باز رنگش رفت. منتهی دیگه این بار هر چه کردم، روشن نشد که نشد نامرد!

امروز هم هر آنچه از دستم بر میومد از شارژ کردن و نمی دونم فشردن همزمان دکمه های مختلفه تست کردم، نشد که نشد. ریست سوزنی هم کردم نشد. انگار کامل مرده ابشه.

لپ تابم که از تعمیرگاه گرفتم هم عجیب کند شده است. اون روز پیام داد که تا دو سه ماه دیگه فقط ویندوز را پشتیبانی می کنه و خلاصه بوی الرحمن من و اموالم بلند شده! در جریان باشید بعدها بگید خودش هم فهمیده بود!

خخخخخ

نه خدا نکنه. روزی شما هم نشه.

من سر راه رفتم نخود خریدم، یک شامپوی نیوآ و سیر! تقریبا ده ماه و نیم گذشته یک شامپو مصرف کرده ام! البته یکماه و نیم هم که نبودم کسر کنید می شه نه ماه. یک شامپو نه ماه. یادمه آرتور هم خونه اسبق در هر حمامی که می رفت نصف قوطی شامپو اش را مصرف می فرمود. از اون پرتغالی ها بود که فقط وقتی دوست دخترش می خواست بیاد اتاقشو مرتب می کرد و خودش دوش می گرفت! موی زیربغل مفصلی هم داشت. کلا اینجا چیزی را زائد نمی دونند گمونم از جمله اینکه نه فقط موهای زیربغل و لابد فلان جا را نمی زنند که دست و پاهاشون و صورتشونم مو داره و خدایی گاهی خییییییییلی مهوّع می شه. خیلی وقتها هم البته برای اینکه تتوها مشخص باشه حتی مردها تنشونو تراشیده اند منتهی بازم داره در میاد و تیز تیز می تونی همه را هاشور خورده ببینی.

باری

نیت دارم قرمه سبزی بپزم. لوبیا قرمز خیس کردم که بعد سوا بپزم، الانم گوشت را با پیاز تفت دادم و آب ریختم تا یکیاعتی اینم بپزه خودش و بعد بریزم همه را رو سر هم. هیچ ایده ای نداشتم راستش. دیشب با مولینت جدید سیب زمین پخته را له کردم و تخم مرغ زدم ولی نامرد کاسه اش کوچیک بود و نه فقط تخم دوم را جا نشد که همون اولی را هم از همه درزها ریخت بیرون و تا ساعتها داشتم تمیز کاری می کرد. ولی خداوکیلی چیز خوب و به کار بخوری است. حالا بعدها نخود هم خیس کنم که فلافل درست کنم انشاالله. به کار هم زدن الویه یا مایه کباب هم میاد و ته تهش نمی دونم چرا گاهی فکر می کنم یک مشتی هم وسیله باید بخرم وقتی برگشتم وطن ببرم خونه ام! خب خونه من عین مسجد هیجی دیگه توش نیست. آبجی می گفت فریزر بدنه اش به شدت داغ می شه گفتم از برق بکش قبل اینکه به آتیش بکشه همه جا را . فرسوده شدیم رفت دیگه.

باری. می فرمودم. هان این قیمت مولینت را هم یک عزیزی اشتباهی ضرب کرده بود گمونم ها. چهل و یک یورو خریدم که اگه یورو سی چهل هزار تومن هم باشه می شه یک میلیون و خرده ای. شما یک صفر اضافه زدید برادر.

دیگه چی؟

خیلی آیتم تو ذهنم بود که بیام براتون منبر برم منتهی خب الان یادم نمیاد. هان، رویا جون لطفا شما به فرمایشات گهر بارت ادامه بده که منم مثل همه از اینکه یکی ازم تعریف کنه کلی کیف می کنم! خخخخخ دمت هم گرم. گاهی کلیپ های شیرازی می بینم یادت میفتم. می گفت به کسی که عاشق شده می گیم پاش سریده! کلی حال کردم. کارهای یک روز در میان را هم می گفت ما می گیم یکروز ها، یکروز نه! خخخخخخ

دیگه چی؟

امروز ژولی هی زنگ اینور اونور زد هی گفت سولتیروش ، کازامنتو ... هرچی گوش خوابوندم ببینم دیوورس هم می گه دیدم نه. چند ماه قبل عروسی کرد و الان نمی دونم می خواد چه مدرکی بگیره که مجرد و عروسی و ازدواج و الخ تو کلامش بود مدام...

فقط من و ژولی الان اتاقیم. منصور مصری که تعطیلات تابستانه دیرهنگامش را شروع کرد، ژ3 هم امروز رفت برزیل. اینم می خواد یک هفته بره ددر. فقط من می مونم. بد هم نیست.

این دو روز کار برای انجام دادن داشتم و خوب بود. فقط متاسفانه همه نتایج با تئوری ها نا هم خوان است!! اینم ماهیت علم. داشتم فکر می کردم بعید است که به تئوری جدیدی ختم بشه لاجرم اشتباه اندازه گرفته یا محاسبه کرده ایم حالا بعد از دو سال که بفهمیم و درست اندازه کنیم، این می شه دکتری؟! راستش اصلا راضی نیستم به این مدل. اصلا.