مکافات عمل
هی می گم خیلی چیز تو ذهنم بود که براتون بگم،
یکی از کلیپ های دیشب، سخنرانی دکتر سروش بود در باره مرگ شریعتی.
اینم بگم که مدتی است به فلسفه علاقه پیدا کرده ام و سخنرانی های سروش یا اون طفل معصوم عبدالکریمی را هم گوش می کنم و با حمیده که از کارشناس ها و مدرس های فلسفه هست گاهی بحثی میکنم و از امام غزّالی خوشم اومده و از اقبال شنیده ام و هکذا.
این سخنرانی منتهی بحث فلسفی نبود. شرح ماوقع بود و من چند نکته تعجبم را بر انگیخت.
اول اینکه چه عجیب همه اینها که به نوعی در انقلاب دستی داشتند و ریل حرکت ملتی را عوض کردند، در یک زمان همه در لندن بوده اند! بعد می گن ملکه مرحوم مادر معنوی خیلی هاست، به خیلی ها بر می خوره. شما تصور کن هر آنکه من اسمشو شنیده بودم که کاره ای در انقلاب بوده، روز مرگ شریعتی در لندن یا اطراف لندن بوده. از قطب زاده تا خود این بابا سروش تا همه همه! خیلی حرف است این!
اتاقمو امروز تمیز کرده نمی دونم چرا بودی ناخوبی می شنوم مدام. انگار پارچه ها یا طی تمیز نبوده باشه. میز را مجدد با شیشه شور تمیز کردم ولی از تو حموم بوی ناخوبی میاد.
باری
آنچه که من می تونم جمع بندی بکنم اینه که گویا شریعتی می ره لندن و دخترهاش از تهران می رن سمت لندن و تو لندن همه می رسند بجز دخترهای این. حالا چی بوده ماجرا که می رسند ها، منتهی پیش اومده بوده و این بسیار فشار بر دکترآقا وارد کرده بود و گویا در تداوم کارهایی که می کرد و مجاهدتی که در راه به گا دادن ملت می کرد هم استرس هایی داشته و خلاصه که سکته می کنه. این ماحصل کلام بود. بعد چیزی که فقط یک شل مغزی مثل من ممکنه بهش توجه کنه اینه که سروش می گه وقتی رسیدیم دخترهای دکتر مثل گنجشک بارون خورده ای یک کنار ایستاده بودند. شما تصور کن چه دردی بزرگتر از این هست که یک پدر تو فرودگاه منتظر بچه هاش باشه و نرسند، بعد چه دردی بزرگتر بر بچه ها هست که تازه از فرودگاه رسیده اند ور باباشون تو غربت،
بابای گرامی اجل را در آغوش بگیره و شما عین گنجشک بارون خورده تو غربت ...
حالا اون جای شل مغزی اش اینه که فکر کن کسی چه ممکنه کرده باشه که این عذاب بر خودش و خانواده اش جاری بشه! این چیزی است که من بهش فکر کردم دیشب! چه کار که کرده باشی این جوری به سرت میاد؟!! چکار کردید؟! کی کرد؟ کی چه سهمی داشت! چطور عوض کارش را گرفت هر کسی؟
خوب باشید که بر بدی نهایتی نیست و
این جهان کوه است و فعل ما صدا!!
انگار بد جوری هر چه می اندازیم به سررررررعت، برمی گرده تو صورتمون!
مخصوص برگشتم اینو بگم که، نه اینکه هر بلایی سر هرکی اومد، تاوان چیزی است که انجام داده نه.هواپیمای اکراینی را که مرور کنید، گرچه بعضی ها داغ فرزند را بعنوان پته و کارمزد اعمالشون گرفتند، اما خیلی ها هم بی گناه داغ به دلشون موند. روزی که اسناد تاریخی این جنایت بازگو بشه، ملتی از شرم، سر در خشتک فرو خواهند داشت...